سيد محمد باقر برقعى
3388
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
منزوى ( 1325 ) حسين منزوى ، شاعر خوشذوق و لطيف طبع معاصر ، فرزند محمد ، در سال 1325 هجرى شمسى در شهر زنجان چشم به جهان گشود و در آن شهر نشو و نما يافت ، تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در همان زادگاهش به انجام رسانيد ، ازآنپس براى ادامهء تحصيل راهى تهران شد و در دانشكدهء ادبيات به تحصيل پرداخت و به دريافت ليسانس توفيق يافت و چندى نيز در راديو تلويزيون به كار اشتغال ورزيد ، اكنون در زنجان سكونت دارد و گاهى به تهران سفر مىكند و در بعضى انجمنهاى ادبى شركت مىنمايد . منزوى شاعرى است غزلسرا ؛ در سرودن شعر از استعداد و قريحهء سرشارى برخوردار است ، غزلياتش جذاب و دلنشين و شهرتش نيز به خاطر غزلهاى خوب و لطيفى است كه مىسرايد ، زيرا در بيان افكار و انديشههاى شاعرانهء خود در قالب كلاسيك از توانايى و مهارت كافى برخوردار است . منزوى احساس خود را در شعر عريان بيان مىكند ، البتّه با حفظ ايهام و استعاره در شعر ؛ امّا عدهاى از بيان اينگونه احساس انتقاد كرده و در بعضى از مجلات شعرش را مورد انتقاد قرار دادهاند و حتى پارهاى از اشعارش را مغاير اخلاق عمومى مىدانند ، نظير اين بيت از يك غزل : ز باغ پيرهنت چون دريچهها وا شد * بهشت گمشده پشت دريچه پيدا شد نگارنده تاكنون منزوى را نديدهام ، فقط او را از طريق شعرهايش مىشناسم . هرچند تلفنى در چند نوبت با او در ارتباط بودهام و با اينكه هربار از او درخواست آثار و عكسش را داشته ، امّا تاكنون از ارسال آثار خود تعلل ورزيده است . از منزوى چند مجموعه شعر به نامهاى : حنجرهء زخمى تغزل ، شوكران و شكر ، و فاجعه در حوالى جوانى ، طبع و نشر شده